حرکت از بازاریابی سنتی به سوی بازاریابی دیجیتال

به طور سنتی، بازاریابی همیشه با بخش بندی آغاز می شود. رویه بخش بندی بازار به گروه‌های همگن ویژگی‌های جغرافیایی، جمعیت شناختی، روان شناختی و پروفایلهای رفتاری مبتنی است. بخش‌بندی معمولاً با هدف گیری پیگیری می شود. منظور از هدف گیری، رویه انتخاب یک یا چند بخش است و برند بر اساس جذابیت و تناسب آن‌ها، متعهد به پیگیری و ارائه ارزش به این بخش ها می‌شود. بخش بندی و هدف گیری، هر دو از جنبه های اساسی استراتژی برند هستند. آن‌ها امکان تخصیص کارآمد منابع و جایگاه یابی واضح تر را فراهم و به بازاریابی آن در خدمت رسانی به بخش‌های مختلف و ارائه پیشنهادات مختلف به هریک از این بخش کمک می‌کنند.
با این حال، در بخش بندی و هدف گیری، ارتباط میان یک برند و مشتریانش، یک ارتباط عمودی و ساده است. شبیه رابطه میان شکارچی و شکار. بخش‌بندی به هدف گیری، تصمیمات یک جانبه هستند که بدون رضایت مشتریان از طرف بازاریابان اتخاذ می‌شود. بازاریابان متغیرهای تعریف کننده بخش‌ها را تعیین می‌کنند. مشارکت مشتریان و اطلاعات آنها تنها محدود به ورودی هایی برای تحقیقات بازار است که معمولاً قبل از روی های بخش بندی و هدف گیری انجام می شوند. مشتریان به دلیل (هدف) بودن خود، اغلب این احساس را دارند که تحت نفوذ قرار گرفته‌اند بابت پیام‌های بی ارتباطی که آنها را هدف قرار داده اند، اذیت می‌شوند. اغلب مشتریان، پیام های یک طرفه برندها را پیام های مزاحم یا هرزنامه در نظر می گیرند.

در بازاریابی دیجیتال مشتریان به طور اجتماعی با یکدیگر در بافت های افقی جوامع، ارتباط برقرار می‌کنند. امروز، اجتماع ها، بخش‌های جدید بازار هستند. بر خلاف بخش های سنتی بازار، اجتماع ها به طور طبیعی از طریق مشتریان در محدوده هایی که خودشان تعریف می کنند، تشکیل می شوند. اجتماع های مشتریان مصون از هرزنامه نگاری ها و تبلیغات بی ارتباط هستند. در واقع، آنها تلاش های یک شرکت برای نفوذ روش ها و رویه هایش در داخل این بافت های ارتباطی را رد می کنند.
برای مشارکت و تعامل موثر با اجتماعی از مشتریان، برند ها باید از آنها کسب اجازه یا درخواست مجوز کنند. مفهوم بازاریابی اجازه ای معرفی شده به وسیله ست گودین حول و حوش ایده پرسیدن نظر موافقت مشتریان قبل از انتقال پیام های بازاریابی دیجیتال به آنها می چرخد. با این حال، هنگام کسب اجازه، برندها باید به شکلی دوستانه و صادقانه برای پرسیدن تمایل به همکاری آنها پیش بروند، نه همچون شکارچیان و طعمه. درست مانند طرز کار فیسبوک، مشتریان تصمیم خواهند گرفت که آیا درخواست های دوستی را بپذیرند یا رد کنند. این موضوع بیانگر ارتباط افقی میان برندها و مشتریان است. با این حال، شرکت ها ممکن است با استفاده از بخش بندی، هدف گیری و جایگاه یابی تا زمانی که برای مشتریان شفاف شود، ادامه دهند.

,

Related Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست