حرکت از بازاریابی سنتی به سوی بازاریابی دیجیتال

دیجیتالیشدن صنعت بازاریابی، فرمتهای سنتی را تغییرداده و منجر به افزایش تقاضا برای تجارب شخصیسازیشده مصرفکننده شدهاست.
رویارویی و انطباق با فناوریها و رویکردهای جدید صنعت بازاریابی دیجیتال به عنوان یک بازاریاب سنتی تثبیتشده میتواند دلهرهآور باشد. پلتفرمهای کلیدی و بهترین شیوهها میتوانند به سرعت تغییر کنند و حتی باتجربهترین بازاریاب را نیز احساس سرگردانی کنند. از یک طرف حصار، طبیعت دائماً در حال تغییر محیط دیجیتال میتواند به جای مثبت، منفی به نظر برسد، اما مملو از فرصتهایی برای حرفه و تجارت شما است.
اگر قصد ارتقای مهارت یا حرکت از بازاریابی سنتی به دیجیتال را دارید، این مقاله یک نمای کلی از این زمینه را در اختیار شما قرار میدهد تا به شما کمک کند مهارتهای قابل انتقال خود را شناسایی کنید.
بازاریابی سنتی
به طور سنتی، بازاریابی همیشه با بخشبندی آغاز میشود. رویه بخشبندی بازار به گروههای همگن ویژگیهای جغرافیایی، جمعیتشناختی، روانشناختی و پروفایلهای رفتاری مبتنی است. بخشبندی معمولاً با هدف پیگیری میشود. منظور از هدفگیری، رویه انتخاب یک یا چند بخش است و برند بر اساس جذابیت و تناسب آنها، متعهد به پیگیری و ارائه ارزش به این بخشها میشود. بخشبندی و هدفگیری، هر دو از جنبههای اساسی استراتژی برند هستند. آنها امکان تخصیص کارآمد منابع و جایگاهیابی واضحتر را فراهم و به بازاریابی آن در خدمترسانی به بخشهای مختلف و ارائه پیشنهادهای مختلف به هریک از این بخش کمک میکنند.
بااینحال، در بخشبندی و هدفگیری، ارتباط میان یک برند و مشتریانش، یک ارتباط عمودی و ساده است. شبیه رابطه میان شکارچی و شکار. بخشبندی به هدفگیری، تصمیمات یکجانبه هستند که بدون رضایت مشتریان از طرف بازاریابان اتخاذ میشود. بازاریابان متغیرهای تعریفکننده بخشها را تعیین میکنند. مشارکت مشتریان و اطلاعات آنها تنها محدود به ورودیهایی برای تحقیقات بازار است که معمولاً قبل از رویهای بخشبندی و هدفگیری انجام میشوند. مشتریان به دلیل (هدف) بودن خود، اغلب این احساس را دارند که تحت نفوذ قرار گرفتهاند بابت پیامهای بیارتباطی که آنها را هدف قرار دادهاند، اذیت میشوند. اغلب مشتریان، پیامهای یکطرفه برندها را پیامهای مزاحم یا هرزنامه در نظر میگیرند.

بازاریابی دیجیتال
در بازاریابی دیجیتال مشتریان به طور اجتماعی با یکدیگر در بافتهای افقی جوامع، ارتباط برقرار میکنند. امروز، اجتماعها، بخشهای جدید بازار هستند. بر خلاف بخشهای سنتی بازار، اجتماعها به طور طبیعی از طریق مشتریان در محدودههایی که خودشان تعریف میکنند، تشکیل میشوند. اجتماعهای مشتریان مصون از هرزنامه نگاریها و تبلیغات بیارتباط هستند. در واقع، آنها تلاشهای یک شرکت برای نفوذ روشها و رویههایش در داخل این بافتهای ارتباطی را رد میکنند.
برای مشارکت و تعامل مؤثر با اجتماعی از مشتریان، برندها باید از آنها کسب اجازه یا درخواست مجوز کنند. مفهوم بازاریابی اجازهای معرفی شده بهوسیله ست گودین حولوحوش ایده، پرسیدن نظر موافقت مشتریان قبل از انتقال پیامهای بازاریابی دیجیتال به آنها میچرخد. بااینحال، هنگام کسب اجازه، برندها باید به شکلی دوستانه و صادقانه برای پرسیدن تمایل به همکاری آنها پیش روند، نه همچون شکارچیان و طعمه. درست مانند طرز کار فیسبوک، مشتریان تصمیم خواهندگرفت که آیا درخواستهای دوستی را بپذیرند یا رد کنند. این موضوع بیانگر ارتباط افقی میان برندها و مشتریان است. بااینحال، شرکتها ممکن است با استفاده از بخشبندی، هدفگیری و جایگاهیابی تا زمانی که برای مشتریان شفاف شود، ادامه دهند.
بازاریابی سنتی در مقابل دیجیتال
بازاریابی دیجیتال تغییری لرزهای را در رویکرد ما به مشتریان بالقوهمان ایجاد کرده است و کنترل بیشتری را در مورد نحوه مصرف تبلیغات خود در اختیار آنها قرار میدهد.
هوش مصنوعی و واقعیت مجازی به سرعت در کمپینهای بازاریابی بزرگ به یک هنجار تبدیل میشوند و گاهی اوقات ممکن است به نظر برسد که همه چیز به سرعت در حال تکامل است و نمیتواند با آن همگام شود.
اگرچه تفاوتهای زیادی بین بازاریابی سنتی و دیجیتال وجود دارد که میتوان راجع به آنها بحث کرد، اما در اینجا سه نکته کلیدی برجسته است:
۱. مصرفکنندگان قدرت بیشتری دارند
یکی از انواع جدیدی از بازاریابی که در حال رونق است، بازاریابی لحظهای است. وقتی بازاریابی را در چارچوب این رویکرد جدید تعریفشده درک کنیم، میتوانیم تمایز بازاریابی دیجیتال از سنتی را تشخیص دهیم.
بازاریابی لحظهای یک اصطلاح کلی برای نوع جستجوهایی است که امروزه مصرفکنندگان به طور فزایندهای انجام میدهند. آنها دیگر به تبلیغاتی که در مقابل آنها قرار میگیرد واکنش نشان نمیدهند. در عوض، آنها هر روز چندین جستجوی سریع و کوتاه انجام میدهند. به این ترتیب، امروزه بازاریابان دیجیتال با چالش یافتنمشتریان در یک لحظه خاص روبرو هستند، به جای اینکه بتوانند چشم آنها را مثلاً با تبلیغی در تلویزیون که مصرفکننده از قبل در مقابل آن قراردارد، جلب کنند.
۲. معیارها دقیقتر هستند
متخصصان دیجیتال مارکتینگ باید بتوانند معیارهای خود را به طور منظم پیگیری و گزارش دهند. اگرچه جنبه فنی این فرآیند احتمالاً توسط تحلیلگر یک تیم انجام میشود، اما هر فردی در یک تیم بازاریابی دیجیتال باید درک کاملی از نحوه استفاده از این معیارها برای اطلاعرسانی استراتژی بازاریابی و ایجاد آگاهی از برند داشته باشد.
این نوع ردیابی هرگز با تبلیغات سنتی امکانپذیر نبود، هرچند میتوان تا حدودی، آن را با تماشای تلویزیون و رتبهبندی یا تعداد روزنامههای فروختهشده مقایسه کرد. امروزه، ردیابی و گزارشدهی بسیار دقیقتری در دسترس است که فضایی را برای ایجاد کمپینهای تبلیغاتی بسیار هدفمند باقی میگذارد.
۳. جمعیتشناسی متفاوت است
در سطح جهانی، کاربران با برندها به روشی کاملاً متفاوت نسبت به گذشته درگیر میشوند. این به عوامل متعددی مربوط میشود، اما منطقی است که در مقایسه با چیزی شبیه بیلبوردهای گذشته، امروزه مخاطبان بسیار گستردهتری نسبت به گذشته وجود دارد. کاربران پویاتر از همیشه هستند و هر اطلاعاتی که به صورت آنلاین ارسال میکنید، حداقل در تئوری، پتانسیل دسترسی به مخاطبان جهانی را دارد. این به این معنی است که همهچیز از نظر رقابتی و همچنین در نحوه تعامل کاربران با یک نام تجاری یا کمی اطلاعات متفاوت است.
شغل بازاریابی دیجیتال خود را از کجا شروع کنید
در این بخش چند کار وجود دارد که میتوانید برای شروع ساخت حرفه بازاریابی دیجیتال خود از همین الان انجام دهید. این کارها نیازی به زمان زیادی ندارد و شما میتوانید آنها را با سرعت انجام دهید.
- همه مهارتهایی را که از شغل قدیمی خود آموختهاید بردارید و آن را آنلاین کنید (مثلاً یک نمونه کار)
- با ساخت یک وبسایت ساده، برخی از اصول فنی و طراحی را بیاموزید
- با روندها و تکنولوژیهای جدید آشنا شوید
- با برنامههای مختلف رسانههای اجتماعی درگیر شوبد
- یک دوره جامع و آیندهنگر بازاریابی دیجیتال بیابید و در آن شرکت کرده و مدرک بگیرید
اگر علاقهمند به حوزههای تجارت یا دنیای بازاریابی هستید، رسانههای دیجیتال حوزهای است که ارزش امتحانکردن را دارد. شما میتوانید در طیف وسیعی از زمینهها یا فقط در یک زمینه تخصص داشته باشید و شغلی پربار و پویا داشته باشید. همچنین امکان کار از راه دور برای افراد در حوزه دیجیتال وجود دارد، به این معنی که میتوانید سفر کنید و کار کنید، یا اگر در حال تربیت فرزند هستید در خانه بمانید، و همچنان یک مسیر شغلی هیجانانگیز را دنبال کنید.
سخن پایانی
در این مقاله ابتدا با تعریف بازاریابی سنتی و دیجیتال آشنا شدیم و سپس آنها را با یکدیگر مقایسه کردیم. حال که با مزایای بازاریابی دیجیتال آشنا شدیم بای بدانیم که مدیریت ارتباط با مشتری اجتماعی تغییر جهتی اساسی از مدیریت ارتباط با مشتری است.
طبق گزارشی که اداره تبلیغات اینترنتی بریتانیا ارائه داد، حدود 90% از مشتریان پس از تعامل با برند مورد نظرشان در رسانههای اجتماعی آنها را به دیگران معرفی میکنند. به طور مشابه، پیمایش ان ام اینسایت نشانداد که مشتریانی که تجربهای مثبت از توجه اجتماعی به مشتری را دریافت کردهاند تقریبا 3 برابر احتمال بیشتری دارد که به مدافعان برند تبدیل شوند. در چنین فضایی به نظر، حرکت از بازاریابی سنتی به سوی بازاریابی دیجیتال بازاریابی دیجیتالی نهتنها بهبوددهنده بلکه امری ضروری خواهد بود.
نظرتان را در بخش کامنتها با ما به اشتراک بگذارید.


