اولین روز کاری سال 1400

امروز اولینروز کاری ما تو گروه گیتی بود و یه جورایی کل روزمون به دید و بازدید و گپ و گفت به سبک زیستبومیها گذشت…
شروع سال ۱۴۰۰ رو بهونه کردم و به واسطه اهمیتی که روابط عمومی در برنامههای امسالمون داره به سراغ میلاد رفتم و باهاش در خصوص دغدغههای امسالش برای گیتی گپ زدم. میلاد از اواسط 99 تو سمت مدیر روابط عمومیمون قرار گرفت و به واسطه روحیه گرم و خوش صحبتیاش داریم میبینیم که یکی از بهترین موقعیتهایی که میتونستیم براش انتخاب کنیم، همین موقعیت بود.
میلاد اولینجملهای که بهم گفت و خیلی دلگرمم کرد این بود که همه تعطیلات داشت به این فکر میکرد که چطور میشه کارهای نو تو شرکت پایهریزی کرد. حس قشنگی داره وقتی میبینی هم تیمیهات هم مثل خودت دارن با کارشون زندگی میکنن.
دغدغههاش بیشتر حول این میچرخید که وقتی شرکتهای مشابهمون رو بررسی کرده دیده چقدر ما در زمینه اطلاع رسانی کم کاری کردیم و بهم پیشنهاد داد که به سمت و سویی بریم که بتونه زمان بیشتری رو به خبری کردن زحمات بچهها و قصهگویی حال و احوال تیم پرتلاشمون بپردازه.
میلاد ویژگی جالبی که داره اینه که هیچوقت به انجام کارهایی که بهش میسپریم نه نمیگه و اصولاً همه تلاشش رو میکنه که همه تیم پرانرژی کار کنن. برای همین پیشنهاد بعدیش حول دیزاین جدید دفتر و دکوراسیون داخلی اتاقهای بچهها بود که منم خیلی باهاش موافق بودم… واسه همین ازش خواستم نظرات و علایق گل و گیاهی همه رو بگیره که بتونیم طبق نظراتشون سفارشهامون رو بدیم و بهار رو بیشتر دور وبرمون حس کنیم….
آخرین موضوعی که میتونم از صحبتهام با میلاد هایلایت کنم پیشنهاد معرفی هم تیمیهامون بود که بازم انقدر حرفه ای و دلچسب بود که ندید بهش یه بله محکم گفتم
امیدوارم بتونیم با برنامه ای که میلاد میریزه بیشتر شما رو با هم تیمی های فوق العاده گیتی سپندیمون و ویژگی های منحصربفرد کننده شون تو این روزگار آشنا کنیم….
خلاصه اینکه انرژی این پسر همیشه باعث میشه از اینکه قراره برم دفتری که توش مستقره، یه ذوقی داشته باشم و اصولاً یادم میره کی ساعت کاری تموم شد…
امیدوارم خدا به آرزومنداناش از این پسرهای پرانرژی برای روابط عمومی سازمانش عنایت بفرماید
آمین…
شما هم اگر از این بچههای باحال تو واحد روابط عمومی یا موقعیتهای دیگه سازمانیتون دارین که احساس میکنین خیلی سرجای خودشون هستن، ما رو باهاش آشنا کنین….


